صفحه را ذخیره کنید و بعدا" مطالعه کنید
April 13,2006آیا زنده ایم ؟

صدای پرنده ها تو آسمون رو می تونستم حس کنم
یه چمن زار بزرگ
وسط ظهری ابریه ابری بدون خورشید تو راه برگشت از مدرسه
دیگه هوا خوب شده بود
قطره های بارون شروع کردن باریدن
و در حالی که زمزمه می کردم
هر وقت که بارون می زنه تو رو کنارم می بینم
و به پرنده هایی نگاه می کردم که به زیبایی پرواز می کردند
و در همان لحظه کل بدنم لرزید
و داشتم به این فک می کردم که چه کسی زندگی رو می بره
یا اصلا" چه کسی زنده هست
بیایید زنده باشیم
خوشی ها
با هم بودن ها
دوستت دارم ها
شادی ها
لذت ها
رو برای آینده موکول نکنیم
چرا که آینده ای وجود ندارد
همان طور که گذشته نیست
فک می کردم چه قد خوش بختم که به این رسیدم
و الان به شما می گویم
راز زندگی این است که حس کنی زندگی می کنی
بدانی همان قد که حس می کنی زنده ای . زنده ای
همان قد زندگی را برده ای
و همه مشکلات و شادیها جز زندگی هستند
فقط باور کن
ایمان داشته باش
زندگی کن
بارون خیلی تند شده بود
و من همچنان در فکر اینکه دارم زندگی می کنم
زندگی می کنم
زندگی می کنم