صفحه را ذخیره کنید و بعدا" مطالعه کنید


May 6,2006گاهی اوقات

گاهی اوقات دل آدم اینقد می گیره

که دیگه آدم نفس نمی تونه بکشه

گاهی اوقات اینقده میشه آدم خودشو بدبخت ببینه که حتی قصد خودکشی کنه

و این هفته ای که گذشت

داشت بارون می بارید

راه می رفتم رو چمن های مدرسه

فک می کردم که چرا روحیم باید اینطوری باشه

برا اولین بار بود که اینطوری شده بودم

و راه می رفتم و سر کلاس هم هیچی نفهمیدم

و این آخرین باری بود که می ذاشتم این اتفاق برا من بیوفته

و آخرین بار هست که افتاد

و دیگر نمیگذارم هیچوقت

و این هفته رو شروع می کنم

متقاوت تر از همیشه

با دیدی جدید

با احساسی جدید

با روحیه ای جدید

و می دانم که هیچی جلودارم نیست

و می روم تا ثابت کنم

وقتی می گویم می خواهم لذت ببرم

می برم

می خواهم هرچی روحیه از دست داده بودم دوباره بگیرم

و برای نفسی تازه

یک نفس عمیق بکش

همین الان بکش

و برویم با روحیه ای تازه

و دیدی تازه