صفحه را ذخیره کنید و بعدا" مطالعه کنید
March 25,2006من شکست را می پرستم

فقط 15 دقیقه به پایان سال 84 مونده بود
در سالن بودم . کنار دوستانم . استرس سال جدید
سالی جدید و فک می کردم که دارم وارد سال جدید میشم
فک می کردم الان تو ایران همه دور هم جمن و لحظه می شمرن
فک می کردم سال پیش حتی فکر نمی کردم که امسال این موقع سال تحویل در این وضیت باشم
شد 10 دقیقه می خندیدم ولی یه حس خیلی عجیب واقعا" عجیب
به دوستام گفتم دارم می رم بیرون قدم بزنم
درو باز کردم هوا بهتر از همیشه بود
آروم آروم به این فک می کردم که این اولین سالی هست که عید رو خارج از ایران دارم شروع می کنم
ثانیه های آخر سال رو می گذروندم
وارد زمین ورزش شدم
آروم آروم می رفتم ساختمون های شهر رو از دور می دیدم
ساعت خیلی نزدیک بود به زمان سال تحویل
فک می کردم امسال را باید متفاوت شروع کنم
بله چرا باید اینطور شروع کنم
امسال من شکستهای بیشتری خوردم
امسال تجربه های بیشتری کسب کردم
امسال با دید جدید و فکری جدید
امسال با هدفی جدید و هیجانی دیگر می روم تا سال را شروع کنم
ثانیه های آخر می گذشت در حالی که با سال 84 حرف می زدم
سال زیبایی بودی
ازت ممنونم که اجازه دادی حس کنم دارم زندگی می کنم
ممنونم که شکستهایی را به من دادی
ممنونم از همه تجربیاتت
می دونم دیگه بر نمی گردی
پس برو عزیزم زیبا آمدی زیبا بودی و زیبا برو یکی از لحظه های زندگی من
برو با تموم خاطراتت با تموم چیزهای با ارزشی که ازت به دست اوردم
و در همون لحظات بودم که ساعتم شروع به زنگ زدن کرد
یعنی 15 ثانیه فقط 15 ثانیه به سال جدید مونده بود
در حالی که با یک خنده می گفتم خدا حافظ دستانم را باز کردم
سال جدید من
لحظه های زندگی من
سلام می خاهم با سلامم قبل از همه چیز به تو بگویم
بگویم می خاهم با تو دوست باشم
می خاهم با تو با هم برویم به سوی اهدافم
می خاهم با تو حس کنم زندگی را
کمکم کن زیبای من
حس زندگی به من بده همین لحظه های زندگی من است
می دانم سال دیگه این موقع تو هم میری
می دونم که دیگه هیچ وقت بر نمی گردی
پس بذار ازت استفاده کنم
اهدافم را از من نگیر
شروع می کنم با تو سال خوب من
می خاهم با تو حس کنم زیباترین دست من هست
بله در حالی که فک می کردم به اینکه امسال باید متفاوت زندگی کنم
باید حس کنم دارم از لحظاتم استفاده می کنم
در حالی که می دونستم سال دیگه معلوم نیس که کجا هستم
سال دیگه اتفاقاتی میفته که حدسشم برام سخته چشمانمو بستم
گفتم سال جدید سال دیگه من از تو خدافظی می کنم پس اجازه بده با آخرین قدرت ازت لذت ببرم
دستانم را بستم و برگشتم دوستانم را دیدم که به طرف من میومدن
گفتند: شکست يعني
تو يک انسان در هم شکسته اي! گفت: نه ! شکست يعني من هنوز موفق نشده ام
گفتند شکست يعني تو هيچ کاري نکرده اي. گفت نه! شکست يعني من هنوز چيزي ياد نگرفته
ام
گفتند : شکست يعني تو يک آدم احمق بودي. گفت نه! شکست يعني من به اندازه کافي جرات
و جسارت نداشته ام
گفتند : شکست يعني تو ديگر به آن نمي رسي. گفت نه! شکست يعني مي بايد از راهي ديگر
به سوي هدفم حرکت کنم
گفتند : شکست يعني تو حقير و نادان هستي گفت نه! شکست يعني من هنوز کامل نيستم
گفتند: شکست يعني تو زندگيت را تلف کردي. گفت نه! شکست يعني من بهانه اي براي شروع
کردن دارم
گفتند: شکست يعني تو ديگر بايد تسليم شوي! گفت نه! شکست يعني من بايد بيشتر تلاش
کنم
و در
آخر می گویم با تمام وجود شکست فقط یک نبرد است که در آن
پیروز
نشده ای
شکست خورده کسیست که نداند دارد زندگی می کند و زیبایی ها را به بعدها لغو می کند و او هست که بلکه نبرد را باخت جنگ زندگی هم می بازد
چنان زندگي کنيم که گويي بهشت برروي زمين است
چنان زندگي کنيم که گويي هفته دوستي ملي است