صفحه را ذخیره کنید و بعدا" مطالعه کنید
21 June, 2006آخرین روز

می دونستم بهترین نمره مال خودمه
وارد سالن شدم
صدای بچه ها جمعیت یه دلهره ای رو تو وجودم آورد
همون حسی که سال پیش این موقعها وقتی سر جلسه ی امتحان پایانی تو ایران می رفتم سراغم میومد
سر جام نشستم سرمو گذاشتم رو میز
فقط تصور می کردم لحظه های زیبایی رو دارم می گذرونم
امتحان شروع شد و با بهترین روحیه در سالن رو باز کردم
راه رو اینبار بوی دیگه ای می داد
بوی تابستون
بویی که فک می کردم دیگه شاید حسش نکنم
بویی که آرزوشو می کردم تو کانادا حس کنم
آخرین روزی بود که سرود ملی رو می خوندم
ولی اینباز داد می زدم توی هوای تابستونه
با یک حس غرور که ترم اولمو با بهترین نمره ها گرفتم
حس غروری به گریه های اول ترم
و می رم برای تابستونی متفاوت
با
اینکه هنوز حس می کنم بوی تابستون مث سال پیش نیست