صفحه را ذخیره کنید و بعدا" مطالعه کنید


Aug,30 2006احترام فرهنگی

بیشترشون کانادایی بودن ولی چهل درصد از آمریکا بودن. فقط من بودم که از یه کشور دیگه آماده ی اجرا بودم

نمی دونم یه کم استرس داشتم

و بیشتر شد وقتی گفت و بعد از کالین می ریم سراغ کریشنا

سالن شلوغ بود و وقتی شندیم کریشنا. بلند شدم آروم رفتم رو سن

یه نگاه به جمعیت کردم و چند تا جمله برای شروع تو ذهنم عبور کرد

ولی گفتم  با اینکه انتظار داشتم اتفاقهای عجیبی بیفته

کریشنا هستم حدوده 8 ماه هست که به کانادا اومدم

همه سالن سکوت کرد و منم سکوت کردم

و با لرزشی که داشتم گفتم از ایران و هنوز فرهنگ پرشین خودمو به یاد دارم

صدام دیگه در نمیومد که سالن شروع به دست زدن کرد

کاش می تونستم گریه کنم

ولی به جای اون تو فکرم می گذشت اگه توی ایران یک آمریکایی بیاد همینو که من گفتم بگه

کل سالن با هم شروع به مرگ بر آمریکا گفتن می کنن

و پس از اجرام همه ی سالن با اینکه ایستاده بودن و دست می زدن رو می شد دید که روحمو تازه کرد

نشستم و فکر می کردم

-------------------

کالین از آمریکا شهر فیلادلفیا دستشو به طرفم دراز کرد گفت  من به عنوان یک شهروند آمریکایی اگه لطمه ای بهت زدم معذرت می خوام

ولی من دستشو یه نگاه کردم تو چشماش نگاه می کردم بعد چند ثانیه بدون توجه به دستش در آغوشش گرفتم

-------------------

گفت می خام دعا کنم کریشنا

دستشو رو دستم گذاشته بود تو یه حالت خاص بودم

برند اسم همراه کابین من بود زمزمه می کرد خدایا صلح رو به کشوری که کریشنا در اون زندگی می کرده بیار

در حالی که می گفت خدایا من هیچ وقت اونجا نبودم ولی صلح رو ازت می خوام

محکم تر از همیشه آمین گفتم

 

روز آخر اردو بود

یه دریاچه ی خیلی قشنگ تلائلو نور نارنجی خورشید توی اون صدای سکوت

و گهگاهی زوزه ی باد که سرمای پاییزو میشد توش حس کرد

فقط فهمیدم یک باز دیگر حتی در مورد جنگ فکر نمی کنم

می سپارم به سرنوشت

فقط می دونم خجالت می کشیدم بگم از جایی بودم که مردمش مرگ بر آمریکا می گن

جلوی دریاچه داد زدم کریشنا خیلی تغییر کردی

ولی دیدم هر چقد هم خودمو گول بزنم دیگه حتی یک باز فکر نابودی یک کشورو نمی کنم

مملکتی مانند چین جوانانشو فقط و فقط علم

مملکتی هم مانند آمریکا تو فکر کنترل مملکتها

ولی من به یک مملکت ایمان دارم که به وجود نمی آید

مملکت عشق

که نه در ایران. نه در چین و نه در آمریکا یا کانادا با هیچ جای دیگه ای پیداش نمیشه کرد

و می تونم بگم ایمانم به این مملکت خیالیه

پس بهتره منم ساکت باشم و فقط صلحو تو خودم نگه دارم و به نفرتی که داره اتفاق میفته نگاه کنم

فقط همین که شاید بهترین راه سکوت در بین این همه نفرت باشه