صفحه را ذخیره کنید و بعدا" مطالعه کنید


تمرکز به روش طناب

روش طناب هم روش نهائی نیست و من این روش را که متعلق به روبرت مونرو میباشد فقط برای ایده گرفتن شما نوشتم و اینکه بدانید که شما هم میتوانید یک روش متعلق به خودتان داشته باشید. همه به برون فکنی به عنوان یک "پدیده" جدا  نگاه میکنند که رسیدن به آن همه چیز را حل خواهد کرد. خوب نمیخواهم نا امیدتان کنم ولی اینطور نیست. وقتی چاکراهای انسان فعال باشند و انرژی انسان در سطح خوبی قرار داشته باشد انسان به راحتی در خواب برونفکنی همراه با آگاهی خواهد داشت و این یک امر طبیعی است و نیاز به هیچ تلاشی ندارد. آگاهی در آن سطح ارتباط مستقیم با کیفیت و سطح انرژی دارد. که این هم بستگی به کیفیت زندگی ما دارد. اگر از لحاظ روانی و فکری در وضعیت مناسبی قرار داشته باشیم و زندگی سالمی را پیش گرفته باشیم خیلی از این رخدادها و تجربه ها به خودی خود برای ما پیش خواهند آمند. درجایی خواندم که کسی نوشته بود این زندگی هم در حد خود برونفکنی است. این حرف حکیمانه ای است. وقتی ما توانستیم در این دنیا آگاهانه زندگی کنیم رسیدن به مرحله های بعد طبیعی خواهد بود و به راحتی خواهید توانست کالبدهای دیگرتان را برونفکنی کنید. درصورتی که چنین وضعیتی دارید انجام برونفکنی بسیار راحت است. و نیاز به تلاش زیادی ندارد و شما عناصر اولیه آن را در اختیار دارید که یکی تمرکز و دیگری تخیل است که جزئی از وجود شما میباشند. حالا ممکن است شخصی با یوگا به حالتهای مختلف آگاهی دست پیدا کند. شخصی دیگر با مدیتیشن و دیگری با خود هیپنوتیزم. انعکاسات راه با هم اختلاف دارند ولی نهایت مشخص است. پیشنیاز رسیدن به برونفکنی رسیدن به حالت خلسه است. تعریف حالت خلسه برای ما این خواهد بود که انسان به "مرحله ای" برسد که درآن بدن به حالت بی حسی رسیده، و ما از حواس پنج گانه مان استفاده نکنیم. تاکید میکنم استفاده نکنیم نه اینکه آنها کاملا از کار بیفتند، نه این امکان ندارد پس هدفتان این نباشد بلکه در این سعی باشید که دیگر به آنچه به درون شما از طریق این حواس سرازیر میشود اهمیتی ندهید و باشید و نباشید. این اول راه است. رسیدن به این مرحله کاملا ضروری است. باز هم روش اصلا مهم نیست. شما ممکن است با تمرکز شدید به این حالت برسید شاید اصلا تمرکز نکنید. مهم رهایی از احساسات اصلی انسان در مرحله اول است. مرحله بعد افزایش عمق خلسه که در واقع افزایش سطح آگاهی است. شما ممکن است این کار را با تلقین انجام دهید دیگری با آرامش درونی که دارد به آن دست یابد و دیگری با اراده کردن.  وقتی به آن مرحله رسیدید که آگاهی شما در کالبداختریتان قرار گرفت(به تعبیر تجربی) و احساس دوگانگی کردید آنوقت میتوانید از بدن جدا شده و بیرون بیایید.

یکی از راههای رسیدن به خلسه بی حرکت ماندن است. در یک جا دراز کشیده و چشمانتان را ببندید. آن مکان میبایست تاریک باشد. یکی از رازهای پیش رفتن در این حالت و رسیدن به حالت خلسه بدون اینکه به خواب بروید در نظر گرفتن یک فکر یا تصویر بسیار قوی در ذهن است. یعتی این فکر و یا تخیل به قدری برای شما قابل لمس باشد که بتوانید مدت زیادی را فقط با آن بسر ببرید و به این طریق بگذارید بدن فیزیکی روند طبیعیش را ادامه داده و به تبع حالت شما به خواب رفته بدون اینکه شما را به درون کشیده و آگاهی را از شما به خود بکشد و شما دوباره به حالت فراموشی همیشگی خواب دچار شوید. وقتی به زمانی رسیدید که دیگر بدن شما کاملا بی حس شد شما میتوانید منتظر نشانه های آزادسازی کالبدانرژی باشید. که معمولا شما به راحتی میتوانید صدای ارتعاشات آن را بشنوید و آن را کاملا احساس کنید. شاید هم اصلا ارتعاشات را احساس نکنید. در صورتی که در انجام این کار آناموفق شدید بعد از مدتی روان شما کاملا شرطی شده و شما به راحتی و در هر شرایطی قادر به انجام آن خواهید بود. این مفهومی است که شما نیاز به فهمیدن آن دارید و با تجربه درک خودتان را از آن افزایش دهید. چیزی که می ماند روش مورد استفاده است که میبایست بر اساس این مفهوم پیاده شود و در نهایت انتخاب آن با شماست. کتابهای زیادی وجود دارند که میتوانید از آنها استفاده کنید. کتابهای خوبی که دیده ام و خواندن آنها میتواند مفید باشد یکی "پرواز روح" است که ترجمه میباشد. دیگری "اقیانوس" که نویسنده آن یک ایرانی میباشد و به زبانی ساده و شیرین به آموزش روش عملی انجام برونفکنی کالبداختری پرداخته. دیگری "تقویت نیروهای روانی" از زاک مارتین میباشد که کتاب کمیابی است و بسیار مفید و آموزنده است با اینکه درباره برونفکنی کالبداختری صحبتی در آن به میان نیاورده ولی روشی قابل استفاده برای این منظور دارد که این کتاب برای کسانی که میخواهند به انجام فعالیتهای فراحسی از انواع دیگر بپردازند نیز بسیار مفید و جالب است.