صفحه را ذخیره کنید و بعدا" مطالعه کنید
مدیتیشن
از مديتيشن ويپاسانا
يا هنر زندگی كردن
در "گويانكا اس ،
ان" آقاي سخنراني عنوان "كردن زندگي هنر"
از اي فشرده سخنراني اين در هندي استاد .باشد مي
سوئيس
را آشفتگي و اضطراب كاهش زمينه در "ويپاسانا" آموزشهاي
شيوا و ساده بياني به جديد دنياي بنيادي مشكل عنوان به
را سخنراني اين پاياني و دوم بخش.است كرده مطرح
.ميخوانيم
.را
كردن زندگي هنر:است داده تعليم بودا كه است چيزي اين
پايهگذاري نياموخت ، را "ايسمي" يا و مذهبي هرگز او
انجام را خاصي مراسم كه نداد دستور پيروانش بهنكرد
.كنند اجرا را كوركورانهاي و بيمحتوا تشريفات يا دهند ،
مشاهده دارد وجود كه طوري همان را طبيعت داد ياد عوض
در
ناداني روي از.دروني حقايق مشاهده طريق از كنند ،
مضر ديگران و خودمان براي كه ميدهيم انجام واكنشهايي
مشاهده بصيرت -كرد پيدا پرورش بصيرت وقتي امااست
كوركورانه واكنشهاي عادت ازهست كه طوري همان واقعيت
متوقف كوركورانه واكنشهاي كه زماني در.ميآييم بيرون
يك از كه عملي -ميآوريم دست به را صحيح عمل توانايي
شد ،
را حقيقت كه ذهني از برميخيزد ، آسوده و متعادل ذهن
ميتواند رفتاري چنين ترديد بدون.ميكند درك و ميبيند
.باشد ديگران و خود حال به مفيد و خلاق مثبت ،
عاقليست انسان هر نصيحت و پند كه "خودشناسي" اين بنابر
سطح ذهني ، سطح در را خود نبايد انسانميكند پيدا ضرورت
احساسات سطح در را خود نبايد بشناسد ، نظريهها و ايدهها
ايمان و اعتقاد سطح در را خود نبايدبشناسد هيجانات و
يا و است شنيده كه را آنچه كوركورانه و بشناسد مذهبي
بايد انسان.نيست كافي دانشي چنين.كند قبول خواندهاست
واقعيتي بتواند بايد.بشناسد آن عملي سطح در را واقعيت
"مستقيما دارد ، وجود ذهني - جسمي پديده اين در كه را
از ميكند كمك ما به كه است اين تنها كند ، تجربه
.يابيم رهايي رنج و درد از تا بيائيم ، بيرون ناپاكيها
خودنگري ، تكنيك اين خود ، واقعيت از مستقيم تجربه اين
زبان در.ميشود ناميده مديتيشن ويپاسانا كه است چيزي
با كردن نگاه ديدن ، يعني پاسانا بودا ، زمان در رايج
هندي
چيزها مشاهده يعني ويپاسانا اما معمولي ، طور به باز چشم
به كه طوري آن نه دارند ، وجود كه طوري همان واقعي
طور به
به تا كرد نفوذ و رخنه ظاهري حقيقت در بايد.ميرسند نظر
اين كه زماني در.رسيد ذهني و جسمي ساختار نهايي حقيقت
واكنش از چگونه ميگيريم ياد ميشود ، تجربه حقيقت
جلوگيري ناپاكيها ايجاد از كنيم ، جلوگيري كوركورانه
گذشته شده جمعآوري ناپاكيهاي طبيعي طور به كه كنيم ،
رنج و درد از انسان.ميروند ميان از تدريج به و خود
در.ميكند زندگي آسودگي و شادي نهايت در و ميآيد ،
بيرون
داده آموزش كه دارد وجود مرحله سه مراقبه دورههاي
هم بر باعث كه گفتاري و كردار هر از اينكه اول.ميشود
انسان.ميكنيم دوري است ، ديگران آرامش و صلح زدن
در كند ، تلاش ناپاكيها از خود رهايي براي نميتواند
و ناپاكيها اين ادامه به گفتارش و كردار با كه حالي
اولين اخلاقي اصول صورت درايندهد ادامه آنها افزايش
از كه ميشود متعهد انسان.است تمرين اين ضروري مرحله
مصرف دروغگويي ، جنسي ، نادرست رفتارهاي و دزدي قتل ،
ذهن به اعمال اين از دوري با.كند پرهيز مخدرات و
مسكرات
.ميدهيم آسودگي مجال
است نشده رام و ناآرام ذهن اين كنترل پرورش بعدي ،
مرحله
سعي شخصميشود انجام نفس روي در تمركز تمرين با كه
در را توجهش طولانيتري مدت دارد امكان كه جايي ميكند
نفس تنظيم يا و تنفسي تمرين يك اين.كند متمركز نفس
روي
ميكند ، مشاهده هست ، كه همانطوري را نفس شخص بلكه
نيست ،
بدين.ميشود خارج كه همچنان ميشود ، وارد كه همچنان
خشن و منفي عوامل تسلط از و ميشود آرامتر ذهن طريق
و هوشيار ميشود ، متمركز ذهن آن با همزمان.ميآيد بيرون
.شد خواهد دانش و بصيرت كار براي قادر كه ميشود ، دقيق
ذهن بر تسلط و اخلاقي زندگي به مربوط كه مرحله دو اين
به سوم مرحله يك بدون اما است ، مفيد و ضروري بسيار
است ،
آلودگيهاي كردن پاك سوم مرحله.ميشود منتهي كردن سركوب
.است خويش طبيعت به نسبت معرفت و بصيرت پرورش با ذهني
از خويش دروني حقايق كردن تجربه.است ويپاسانا مرحله اين
التغيير دائم پديدهاي بيغرضانه و منظم مشاهده طريق
نشان بدن در احساسات طريق از را خود كه ذهنيست و جسمي
كردن پاكبوداست تعاليم اوج نقطه اين.ميدهند
.خويش مشاهده طريق از ذهن آلودگيهاي
رنج و درد مشكل با همگي.عمليست همگي براي شيوه اين
درمان كه است شمول جهان بيماري اين.ميشوند روبهرو
.گروهي و فرقهاي نه ميخواهد ، شمول جهان
اين.است رنج و درد در عصبانيت از شخص كه زماني در
.نيست اسلامي يا و مسيحي يا هندي ، يا بودايي ، عصبانيت
دچار خشم اين خاطر به كه هنگامي.است عصبانيت عصبانيت ،
نيست ، بودايي نيست ، مسيحي آشفتگي اين ميشويم ، آشفتگي
هم آن درمان و جهانيست درد اين نيست ، اسلامي نيست ،
هندو
.باشد جهاني بايد
و صلح كه زندگي شيوه با كس هيچ.درمانيست چنين
ويپاسانا
كس هيچندارد مخالفتي ميكند رعايت را ديگران هماهنگي
تقويت با كس هيچ.ندارد مخالفتي ذهن بر كنترل عمل با
ذهن رهايي باعث كه خويش درون حقايق به نسبت بصيرت
و بينش
شيوه يك ويپاسانا.نيست مخالف ميشود ، منفي عوامل از
.همگانيست و عمومي
درون ، حقايق مشاهده با.هست كه همانطوري واقعيت مشاهده
.شناخت خواهد عملي طور به و تجربي سطحي در را خود شخص
كه
ناپاكيهاي رنج و درد از ميكند ، تمرين شخص كه همچنان
ميتوان بيروني فاحش و ظاهري حقيقت از.ميآيد بيرون ذهن
فراتر هم آن از سپس.كرد نفوذ ذهن و جسم نهايي حقيقت
به
است ، ذهن و جسم وراي كه ميكنيد تجربه را حقيقتي و
رفته
رهايي حقيقت.است نسبيت محدود حيطه است ، مكان و زمان
تمام از و آلودگيها تمام از ناپاكيها ، تمام از كامل
شود گذارده اسمي هر نهايي حقيقت اين به.رنجها و درد
.انسانهاست همه نهايي هدف اين.است بيمسمي
باشد كنيد ، تجربه را نهايي حقيقت اين شما همگي كه باشد
رنجشان و درد از ناپاكيهايشان ، از انسانها همه كه
واقعي ، آرامش واقعي ، شادي از همگي كه باشد.آيند برون
.برند لذت واقعي هماهنگي